آرادآراد، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره

آراد قلب مامانی

چسبیدن به ویترین

چ ند روز پیش رفته بودیم  پیاده روی تو پیاده روی خ ٢٠ متری بودیم که حواس اراد رفت رفت به مغازه ای که اقای روانبد اونجا تار و ٣ تار و گیتار و سنتور هم میفروشه هم اموزش میده چند تا پسر بچه در حال اموزش بودن که اراد چسبید به شیشه  و تا ١٠ دقیقه هر کار کردم از جاش تکون نخورد تا اقای روانبد که من رو دید و شناخت (چون از همسایگان قدیمی ما بودن) اومدن بیرون و به اراد گفت که پسرم برو خونه غذا بخور   بزرگ شو بعد بیا من بهت یاد بدم ویالون بزنی خدا ازشون راضی باشه من رو راحت کرد ...
7 تير 1390

عصا

بابایی با اراد بازی میکرد که یکهو دیسک کمرش عود کرد و کمرش رو دو دستی گرفت اراد در حال ناراحتی به باباش گفت :بابا میخوای عصات رو بیارم؟ الهی قربون دل مهربونت برم عزیزم که همه چی رو به وقتش میگی     ...
7 تير 1390

عليرضا

ديروز بعد از ظهر حاجي بابا با اراد رفته بودن كيش ديبي كباب خوري .اونجا ي پسر بچه بوده به اسم عليرضا.اراد كلي با ديدي بزرگ قرمز عليرضا كه از وقتي اومده خونه همش ميگه : "didi oojhooshe gemeshe azhi zhezha " حال كرده  و كلي بازي بازي  كرده و خبرايي كه به من داده  بعد از اومدن به خونه :  يدونه هاپو  اوژوش   (بزرگ  )  مرده بود  بعدش عژي ژژا با چوب ژد بعدش  ديدي اوژوش ...   بعدش رودخونه بود   پارك كودك تعطيل نبودا    اينا تعريفات قند عسلمه بعد از تفريح. كه من از بابام پرسيم  نتيجه گرفتم كه عليرضا با كاميون شكستش با اراد بازي ميك...
7 تير 1390

يارانه

به لطف اقاي رييس جمهور مبلغ خيلي زيادي پول يارانه از طرف دولت كريمه دريافت ميكنيم كه همش هم صرف پول گازمون ميشه و والسلام . اي بابا بگذريم خودشونم ميدونن ديگه ..... بابا جون خبرش رو تو خونه اورد كه پولاي يارانه رو ريختن به حساب و جلوي بانكها رو  از شلوغي ديگه نگو  كه چه خبره !!! آرادم گوشش تا يارانه رو شنيد تندي گفت منم يارانه ميخوام و دو تا پاش رو كرد ي كفش كه بايد يارانه  من رو  بدين اي قربونت برم نتونستيم بهت بفهمونيم كه يارانه چيه ؟؟؟ آقاي رييس جمهور عزيزمون به اراد من يارانه ي قابل ديدن بدين ديگه . ما كه نتونستيم  شايد شما بتونين حاليش كنين كه يارانه چيه؟؟؟     ...
6 تير 1390

پرسيدن اسم

ماماني ! هركي ازت ميپريسيد اسمت چيه با زبون بچه كيت ميگفتي :‌‌" ‌‌آداد " و اين براي همه شده بود سوژه جالب .اما از چند روز پيش وقتي  ازت اسمت رو ميپرسن ميگي  :‌"‌ آراد " آفرين پسرم ياد گرفتي اسمت رو درست تلفظ كني  ...
6 تير 1390

بازم غیرت!!!

چند روز پیش خونه مامان اینا اوستا نقی سیم کش اومده بود مامان میخواست بیاد حیاط پیشت بمونه  و مواظبت باشه گفتی حاجی مامان شما نیا اینجا اوستا هست حاجی بابا میکشه هاااااااااااا  !!!!! اخه بچه جون اینا رو از کجا یاد گرفتی؟؟؟؟ اخه میگن دیگه غیرت تو نسل جدید گم شده!!!! پس شما مال کدوم نسلی  مامان جونی  ؟؟؟؟؟ به قول مامان میگه :بچه ی زمونه این دیگه.؟! به هر حال ما دربست مخلصیم قربان ...
6 تير 1390

تشكر از دوستام

سلام دوستاي وبلاگي خوب و همه ي خاله ها و خاله زاده هاي اراد . مرسي از اينكه به ما سر ميزنيد و ابراز نظر داريد واقعا ممنونيم. دوستون داريم ي عالمه                 ...
22 خرداد 1390

مريضي اراد

سلام پسر سوسول من . با ي باد كوچولو و يكم سردي فوري مريض ميشي و من رو به دردسر ميندازي. بعد از 2 هفته مريضي و تب و سرفه بالاخره حالت خوب شد 2 بار بردمت دكتر و يك سري چكاب كامل هم شدي كه بحمدلله طوريت نبود و سالم بودي فقط ميخواستي ما يكم تنمون بلرزه باشه  واسه همين دنيا اومدي ديگه  راستي در مورد اشتهات اقاي دكتر ي شربت داد كه يكبار بهت دادم حالا نميدونم دليلش شربته بود يا مساعد شدن حالت خوب براي من مهم اينه كه الان سر و مور و گنده اي  و دماغت چاقه چاقه. از وقتي كه مريضيت خوب شده يكم تحول رفتاري پيدا كردي و احساس ميكنم بزرگتر و حرف شنو تر شدي همه چي و تقليد ميكني  عبارت هاي ياد گرفته رو به ...
22 خرداد 1390

وقایع جدید

سلام میگی مامان اب تلخ دادی بازم؟؟؟!!!! قربون حرفای شیرینت برم پسری خوشگل و خوبم. چند روز پیش احساس کردم تب داری. بللللللله. حدسم درست بود یکم تب داشتی فوری شیاف زدم برات یکم بیتابی میکردی و بیقرار بودی.  تازگیهام اصلا حرفام رو گوش نمیدی. خیلی دلم مشکنه  امااااااااااااااا   تو خموشگل منی و مامان ناراحت نمیشه.امیدوارم که بزرگ شدی حرفام و گوش بدی الان نی نی هستی دیگه.  بردمت دکتر کلی تو مطب گریه کردی دکترم که عاشقته. خیلی دوست داره  کلی زل زد تو قیافت و کلی به حرفات خندید. با کلی شیره مالون کردن شربتات  رو میخورونم اخ الهی که همه درد و بلات بخوره به جون مامان اما تو ی تب کوچو...
22 خرداد 1390